ادريس بن حسام الدين بدليسى

103

قانون شاهنشاهى ( فارسى )

نظم « 1 » از تو كم‌تر عطا كه سايل برد 146 * بيش‌تر دان ز گنج باد آورد بىدلان را رخ كريم تو بس « 2 » * نيك و بد را اميد و بيم تو بس « 3 » و ديگر در اطراف ملك سلطان نظر اندازد و به امعان نظر به اين مصلحت اسلامى بپردازد كه در چه محلّ ، مسجد يا عبادتگاهى يا عمارت خيرى از رباط و قناطر « 4 » و گذرگاهى از حليهء عمارت و انتفاع افتاده و اركان عمارت يا جهات اوقاف و وجوه رعايت آن ، روى به استيصال و خرابى نهاده يا از دست ظالمان و متعدّيان ، بنياد آن مشرف بر هلاك است و يا خود از تمادى روزگار ، بنيان و آثار آن منطمس و مغمور در خاك است ، به اعاده و معمورى آن توجّه تمام « 5 » نمايد و اگر جهات صاحب خير سابق ، وفا به عمارت آن نكند ، از بيت المال مسلمين و از حصّهء سدّ ثغور دين ، به اقامت قواعد خيرات و ابقاى فوايد مبرّات اقدام فرمايد ، تا از اين شيوه در عرصهء مملكت و سلطانى و در فضاى شاهى و جهانبانى ، هم دين او معمور گردد و هم دنياى او مضبوط « 6 » و موفور و هم خلق خدا « 7 » را از روى رضا به اخلاص جهت ثبات و دوام اركان دولت او ، توجّه به « 8 » دعا و ثناى او شود و الحقّ توجّه سلطان به ابقاى بنيان اين نوع خير و احسان و احياى حسنات سابقان بسيار بهتر از تجديد و انشاى بقاع عالى اركان است ، جهت شهرت و نام ميان ابناى زمان و اهل ايمان . مصرع خيرى كه بىرياست « 9 » به از سد پل و رباط و از جملهء لواحق خلق احسان است ، نظر در امن طريق ره‌روان و مسافران و صرف مال به مصالح امن و امان ايشان . چرا كه بر پادشاه چون سدّ ثغور دين و كفّ اذيّت و ضرر از عامّهء مسلمين واجب است ، هرچه به چنين مصلحت از مال مصروف شود ، آن هم حكم قنطره و رباط دارد و نظر حقّ بين ، چنين خيرات را از مصالح مسلمين مىشمارد و نظر سلطان عادل كريم بايد كه مقصور بر مرضات الهى باشد نه بر انتظام رسوم و عادات

--> ( 1 ) . م : بيت . ( 2 ) . س ، م : نماى . ( 3 ) . س ، م : نماى . ( 4 ) . س ، م : قناطير . ( 5 ) . م : - تمام . ( 6 ) . م : - مضبوط . ( 7 ) . م : خداى . ( 8 ) . س : - به . ( 9 ) . م : رباط .